X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

روزهای زوج پسرک را می برم کلاس کاراته. چون باشگاهی که میره یک کم بدمسیره و جای پارک به هیچ وجه نداره. برای همین وقتی پسرک را رسوندم میرم پارک روبه روی باشگاه. صبح ها خلوته و من آرامشش را دوست دارم. معمولا با خودم یک کتاب می برم که بخونم. چون تو خونه کمتر وقت می کنم ولی اگه فکر کردید من تو پارک هم می تونم کتاب بخونم اشتباه می کنید.

وقتی میرم پارک این قدر مناظر زیبا برای دیدن هست که هیچ وقت هم تکراری نمیشه که دیگه میلی برای کتاب خوندن نمی مونه. وقتی با چنین صحنه هایی مواجه میشم:

 

 

می تونم ساعت ها بشینم و به ترکیب رنگ فوق العاده اش نگاه کنم.

ولی گاهی دلم یکی را می خواهد که کنارم بشینه و بتونم باهاش درباره رنگ سرخ آتشین این گل ها در نور آفتاب و در عین حال رنگ تیره و الهام بخشش در سایه و تضادش با هم صحبت کنم. بتونم درباره حسی که بهم میده، درباره شوری که در دلم احساس می کنم، غلیان زندگی و ... حرف بزنم. دوست دارم کسی باشه که یک درک مشترک با هم درباره این مناظر داشته باشیم. بتونیم کنار هم بشنیم و به قطرات آب فواره ها نگاه کنیم و لذت ببریم. در سکوت کلی حس رد و بدل کنیم و وقتی به هم نگاه کنیم لبخند بزنیم به این معنی که می فهمم چه حسی داری...

ولی خوب این فرد نیست و من روزهای زوج به تنهایی روی یک نیمکت می نشینم و هدست در گوشم می گذارم و آهنگ های ملایم دوست داشتنیم را گوش می دهم و کتاب را جلوم باز می کنم که هنر کنم فقط یک صفحه میرم جلو و بعد در جادوی رنگ های طبیعت غرق میشم...

 

پیوست: این کلیپ را چندی پیش دوستی تو واتس آپ داد. پسرک عاشقش شده! روزی 20 بار می بینه! گفتم برای تنوع بد نیست برای شما هم بگذارم.

[ سه‌شنبه 28 مرداد 1393 ] [ 10:26 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (14) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184879