X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

جمعه با فامیل رفته بودیم پارک پرندگان که جای دوستان خالی. در مسیر رفت یک خانواده داشتند به سمت ما می آمدند. صدای بلند صبحت های زن و شوهری که جلوی ما بودند نیاز به دقت خاصی نبود که توجه همه را به این مکالمه جلب کنه. مرد با خشم و صدای بلند گفت: مهریه ات را می گذارم کنار و این قدر می زنمت که لت و پار بشی!

حالم بد شد! خیلی بد شد! این دیدگاه را که نسبت به زن به عنوان یک کالا که مهرش را دادی پس صاحب اختیار اون هستی، شاید خیلی مردان داشته باشند.

حالا یک عده مثل این آقا این باور را به زبان میارند و سخت باور دارند که پول زنشون را دادند و صاحب اون هستند و هر رفتاری که دوست دارند و صلاح می دونند می تونند باهاش داشته باشند. دقیق مثل کالایی که خریداری شده و این کالا صاحب عقل و احساس و نظر نیست.

یک عده هم که این باور را در لایه های زیرین منطقشون پنهان کردند و بدون بیان آشکار این باور، عقیده دارند که بهتر از زن می فهمند، بهتر از اون عمل می کنند، بهتر از اون صلاحش را می دونند. صاحب اختیار اون ها هستند و اون ها باید به زن بگند چه بکنند و چه نکنند.

این افراد کسانی هستند که عمیقا باور دارند زنان موجوداتی کمتر و کهتر از اون ها هستند. مغزشون، منطقشون، توانایی هاشون و... کمتر از مردان است و برای ادامه زندگی نیاز به سرپرستی مردان دارند.

این نگاه کالایی به زن است که باعث بهره برداری ها و سواستفاده های جنـ.سی از زنان، به غنیمت بردن زنان در جنگ ها، کنیزی و آمیز.ش بدون اختیار و کمتر بودن دیه و حق سرپرستی و ... می شود.

 

و من با اندوه می اندیشم چه راه طولانی در پیش است که نگاه برابر و انسانی به زن بشود...

[ یکشنبه 9 شهریور 1393 ] [ 07:57 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (44) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 183843