X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

باید یک اعترافی بکنم. من هیچ وقت حافظه خوبی نداشتم. حافظه وقایع خوبی ندارم. یعنی اتفاقات و خاطرات توی ذهنم نمی مونه. بدتر از اون حافظه اسمی که از اون هم افتضاح تره! یعنی حافظه تصویری خوبی دارم ها ولی اسمی! تعریفی نداره. مثلا قیافه همشاگردی هام توی دبستان و ... یادم میاد ولی اسمشون عمرا!!!!

بگذریم داشتم از حافظه وقایعم حرف می زدم. اون جمله معروف را شنیدید که میگه می بخشم ولی فراموش نمی کنم؟! خوب در مورد من برعکسه یعنی ممکنه نبخشم ولی فراموش می کنم.

و از اون جایی که حافظه احساسیم هم بد نیست، می دونم که نسبت به مثلا فرد بخصوصی احساس خوبی ندارم ولی نمی دونم چرا؟ یعنی وقایعی که منجر به ایجاد این احساسات شده را خیلی در ذهن ندارم. ته ذهنم یک چیزهایی هست که مثلا این آدم در حقم ظلم هایی کرده و یا اذیتم کرده ولی اگه یکی ازم بخواهد براش این ظلم ها و اتفاقات را تعریف کنم خیلی چیز دندون گیری یادم نیست.

خوب از یک جهاتی هم بد نیست. چون اتفاقات خاصی تو ذهنم نیست که هی نشخوارش کنم اون احساسات هم از منبعی تغذیه نمیشه و کم کم احساسات بدم نسبت به اون آدم از بین میره (مگه این که با اتفاقات تازه این احساسات بد تغذیه بشه!!!!!). برای همین اصلا آدم کینه ای نیستم و خیلی راحت می تونم ارتباط مجدد برقرار کنم.

ولی این که حافظه احساسیم بهتر از حافظه وقایعم هست یک عیبی هم داره...

عیبش اینه که خیلی احساسات در وجودم از بین نمیره حتی اگه منبعش دیگه توی زندگیم وجود نداشته باشه... حتی اگه اون آدم مدت ها باشه که از زندگیم رفته باشه و دیگه هرگز نبینمش... هیچ وقت از بین نمیره و این حس دلتنگی... با این که می تونه شیرین باشه گاهی بدجور آدم را آزار میده... بدجور...

 

پیوست 1: این تقسیم بندی حافظه ای یک تقسیم بندی نسبتا شخصیه!

پیوست 2: بعضی اتفاقات هم هست که هیچ جوره نمی تونی فراموشش کنی. این قدر سفت به یک گوشه از مغزت چنگ زدند که گاهی فکر می کنی با مرگت هم از بین نمیرند!!!!!

[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 10:41 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (27) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184622