X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

صبح دومین روز پاییزیتون بخیر و شادی.

این هفته را با کلی اتفاقات عجیب و ناخوشایند آغاز کردیم. بدبیاری پشت بدبیاری! دوشنبه که اوج داستان بود و با تصادف بد و عجیبمون این روز خجسته به پایان رسید.

شب بسیار بد خوابیدم. ناراحت و غمگین و عصبی و نگران نسبت به آینده بودم.

صبح خیلی زودتر از موعد مقرر بیدار شدم. همه بدنم درد می کرد. ولی سریع آماده شدم و پسرک را بردم مدرسه و سریع راه افتادم به سمت دانشگاه.

به سختی و با کلی گشتن کلاس را پیدا کردیم. استاد این قدر خوش خنده و ملایم بود که کمی از خستگی هام در رفت. کلاس بعدی تشکیل نشد و به پیشنهاد من با جمعی از دوستان رفتیم فرحزاد!!!!! خیلی عالی بود... خندیدیم، عکس گرفتیم و حرف زدیم. من زودتر از جمع دوستان جدا شدم برای این که برم دنبال پسرک...

وقتی دست در دست پسرک به سمت خونه می آمدم خیلی آرام تر و شادتر بودم.

کمتر نگران آینده و اتفاقات پیش آمده بودم و مطمئن بودم اگرچه توی زندگی اتفاقات بد میوفته ولی در کنارش شادی ها و قوت قلب هایی هست که باعث میشه ادامه دادن مسیر راحت تر و دلنشین تر بشه...

 

[ چهارشنبه 2 مهر 1393 ] [ 07:56 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (15) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184879