X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

فکر کنم یک سال پیش بود که با آنا رفته بودیم به یک کافی شاپ. (به خاطر دارید که من چه قدر عشق کافی شاپم و از نشستن و نوشیدن و گپ زدن خوشم میاد؟! کلیک) همین طور که به میزهای کناری و کسانی که پشتش نشسته بودند، نگاه می کردم به آنا گفتم وای من عاشق کافی شاپ اومدن و صحبت کردنم. عاشق گپ زدن های طولانی. ولی آقای اردیبهشتی دوست نداره و وقتی هم که با هم بیرون میریم خیلی اهل حرف زدن نیست. جدا چرا این طوره؟

آنا گفت که انسان ها همین طور هستند. وقتی با هم آشنا میشند یک عطش زیادی برای شناخت دیگری و کسب اطلاعات از طرف مقابل دارند. ساعت ها به حرف هاش گوش می کنند و وقتی که طرف به قولی تخلیه اطلاعاتی شد دیگه اون عطش خاموش میشه. در مورد نزدیکان این جوری فکر می کنند که خوب می شناسندش پس نیاز به پرسیدن و سئوال کردن و صحبت کردن نیست.

من تعجب کردم. برای من آدم ها هیچ وقت تموم نمی شوند. برای من انسان ها چیزی غیر از سن و میزان تحصیلات و تاهل و شغل و مکان خونه و ... هستند. برای من انسان ها دائم در حال تحول و تغییر و رشد هستند. چون برای من انسان ها مجموعه ای از باورها و نگرش ها و صفات شخصیتی و اخلاقی هستند. که پیوسته در حال تغییر هستند. برای همینه که وقتی با کسی آشنا میشم در جواب آقای اردیبهشتی که می پرسه چند سالشه یا چه کاره است یا کجا زندگی می کنه، پاسخی ندارم. چون اصلا پرسیدن این سئوال ها را ضروری نمی دونم.

بارها شده که افراد حقیقی و مجازی وارد زندگی من شدند. ابتدا یک دوستی و علاقه شدید برای برقراری رابطه وجود داشت. بیشتر مواقع به سرعت این اشتیاق به سردی گرایید و یا رابطه ها کمرنگ یا قطع شد و در موارد کمی تبدیل به دوستی های ماندنی و پایدار شد. حالا که فکر می کنم شاید حق با آنا باشه. شاید بعد از وقوع تخلیه اطلاعاتی انسان ها کمتر نیازی برای برقراری مجدد رابطه داشته باشند. اگه واقعیت داشته باشه خیلی دردناکه. برای من خیلی دردناکه.

چون برای من تعاملات انسانی و آگاهی از باورها و دیدگاه های دیگران خیلی ارزشمنده. هنوز که هنوزه بعد از ده سال من با باورها و افکار جدیدی در وجود آقای اردیبهشتی آشنا میشم که گاهی برام شگفت انگیزه این کشفیات. پس چه طوره که انسان ها فکر می کنند که با چند ساعت یا چند روز یا چند ماه حرف زدند از همه زندگی و ابعاد شخصیتی دیگری اطلاع پیدا کردند و دیگه چیزی برای کشف کردن، فهمیدن و حرفی برای گفتن باقی نمی مونه؟!

[ یکشنبه 23 آذر 1393 ] [ 08:01 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (41) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184622