X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

تا به امروز بارها و بارها درباره ماهیت عشق فکر کردم، حرف زدم، پرسیدم و نظر دیگران را در این مورد خواستم. هیچ وقت به یک جواب واحد نرسیدم. ولی شاید یک مشترکاتی وجود داشت.

دو روز پیش از نزدیک یکی از ویژگی های عشق را لمس کردم...

چهارشنبه بعد از تموم شدن کلاس یکی از بچه ها پیشنهاد داد که همگی با استاد عکس دسته جمعی بیاندازیم چون ممکنه دیگه نتونیم این جوری دور هم جمع بشیم و با هم باشیم. عکس را با گوشی من گرفتند چون کیفیت دوربینش خیلی خوبه. خونه که اومدم به پسرک و پدرش گفتم که عکس گرفتیم. گفتم یکی از بچه های کلاس هست که به نظر من قیافه اش از همه زیباتر و دوست داشتنی تره و من خیلی ازش خوشم میاد. حدس بزنید کدومه؟ پسرک گوشی را به دست گرفت و خوب یکی یکی نگاه کرد بعد انگشت روی یکی گذاشت و گفت به نظر من این از همه زیباتر و خوشگل تره. با کنجکاوی به مسیر انگشت اشاره پسرک نگاه کردم. خیلی دوست داشتم بدونم سلیقه پسرکم چه جوریه؟ شبیه سلیقه مادرشه یا نه؟!

با کمال شگفتی و اشک هایی که چشم هام را گرم کرده بود انگشت پسرک را دیدم که روی چهره من قرار گرفته بود...

و من با تمام وجود فهمیدم عشق یعنی این... یعنی اونی را که دوست داری را از همه زیباتر و دوست داشتنی تر ببینی... حتی اگه گاهی بداخلاق و غرغرو بشه... یا از دستش عصبانی باشی و یا گاهی نظرات هم را قبول نداشته باشید... عشق یعنی این...

[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:54 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (33) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184879