X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

عید با همه دید و بازدیدها و خوشی ها و ناخوشی هاش و اتفاقات غافلگیرانه اش به سرعت گذشت. امیدوارم همه ما سالی پر از تلاش و انگیزه موفقیت و شادی را شروع کرده باشیم.

در ایام عید یک سفر به یزد داشتیم. یزد را قبلا دیده بودم ولی این شهر را خیلی دوست دارم.

 

 

 

در بازدیدمان از میدان امیرچخماق و بازار اطرافش به مغازه ای رسیدیم که محصولات کنجدی جدیدی می فروخت و یک نفر برای تشویق مردم برای خرید، بهشون تسترهایی می داد و با جملات مثلا تشویقی اون ها را ترغیب به خرید می کرد. من کنار در ایستاده بودم و آقای اردیبهشتی داشت خرید می کرد.

مرد فریاد می زد: بدو، بدو سوغات یزد بخر! سوغات یزد نخری اون دنیا عذاب میشی! هر کسی سوغات یزد نخوره، اون دنیا هفتاد ضربه شلاق می خوره!!!!!!!

رهگذرها از لحن آمیخته به طنز مرد خنده شون گرفته بود. ولی من داشتم به این موضوع فکر می کردم چه قدر از احکام دینی ما به همین صورت شکل گرفته؟

مثل حرام بودن توتون و تنباکو یا قند یا آب لوله کشی یا...

از کجا میشه واقعا تشخیص داد یک حکم دینی واقعا از سمت خداست و واقعا انجام دادنش گناهه یا بر اساس مقتضیات زمان ایجاد شده؟ چه طور میشه یک زمان انجام یک کاری رفتن به جهنم را برای طرف به ارمغان بیاره و یک زمان دیگه نه؟

چه طور میشه فهمید خدا واقعا از بنده هاش چی می خواهد؟

[ شنبه 15 فروردین 1394 ] [ 10:47 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (42) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 183843