X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

چند ماه پیش یک پست درباره احساسات پرشور ما ایرانی ها نوشته بودم. راستش من در یک کشور و فرهنگ دیگه ای زندگی نکردم که بخواهم با کشور دیگه ای مقایسه کنم ولی به نظرم این همه شور حسینی که هر دسته و قشر و گروهی را در برمی گیره و این حجم پیام های جعلی و یا متضاد برای یک خبر از نظر بعد اجتماعی و فردی درست نیست.

در مورد خبر اخیر درباره اتفاقی که برای دو نوجوان ایرانی افتاده، خوب برای من هم تاسف آور بود و حس دردناک این دو نفر و خانواده شون را درک می کنم و باهاشون همدردی می کنم ولی اصلا نمی خواهم به این قضیه بپردازم.

چیزی که برای من جالبه عکس العمل جالب مردم، به خصوص در شبکه های اجتماعیه. من را به فکر فرو می بره که چرا چنین رفتار می کنیم؟

همه اقوام ادعای برتری می کنند. یهودی ها خودشون را قوم برتر می دونند. سفیدپوستان نسبت به سیاه پوستان یا هندوها نسبت به مسلمانان. حتی سرخپوستان هم نسبت به سنت ها و اعتقاداتشون نگاه برتربینی دارند و ... ولی واقعا و حقیقتا چه قومی بر چه قومی برتری دارند؟

چرا ما به عرب ها میگیم عرب های ملخ خور ولی به چینی ها نمیگیم چینی های مثلا سگ خور؟! چرا از دیدن یک توریست آلمانی در کشورمون کلی ذوق می کنیم و کلی براش خودشیرینی می کنیم ولی وقتی یک افغانی می بینیم نگاه مشمئزکننده ای بهش می اندازیم انگار خاک کشور ما را آلوده کرده است؟

چه طور رفتن به کسانی که به کشور عربستان پرواز داشتند و برش گردوندند فحش می دهیم که چرا این قدر بی لیاقت و حقیر کردند نژاد ایرانی و این قدر بی غیرت هستند؟ ولی هیچ کس به گروه گروه مردمی که سوار کشتی به کشور استرالیا میرند و چنین حقارت خردکننده ای را در اردوگاه ها متحمل میشند چیزی نمیگند؟ به اون ها به چشم قهرمانانی نگاه می کنند که از بدبختی ها جهان سوم و خاورمیانه ای فرار کردند؟ چرا به کسانی که بارها به سفارتخونه های کشورهای اروپایی و آمریکایی رفتند و دست خالی برگشتند، که باهاشون محترمانه برخورد نشده، چیزی نمیگند؟ چرا اون وقت شرف ایرانی در خطر نیست؟ چرا وقتی تو فرودگاه های آمریکا و اروپا از ما اثر انگشت گرفتند این شور حسینی در کسی ایجاد نشد؟ چرا اون موقع ما خاک تو سر بودیم که این قدر کشورمون بدبخت شده که به چشم تروریست بهمون نگاه می کنند؟

چه جوری میشه در برابر دو رفتار یکسان دو موضع متفاوت می گیریم؟ چرا یک جا به شرف و نژاد برتر ایرانی توهین میشه و خون آریاییمون به غلیان میوفته و یک بار دیگه حس می کنیم که چه قدر حقیر هستیم و لیاقت چنین رفتاری داریم که باهامون میشه؟

چه چیز باعث این تضاد میشه؟ میل به برتری جویی؟ ترس؟ یک حس حقارت درونی در وجود خودمون که گاهی با اغراق در مورد نژاد آریاییمون و در بوق و کرنا کردن اقدامات کوروش کبیر نمود پیدا می کنه و یک بار با حس حقارت فریاد وانفسا بلند می کنیم که چه قدر حقیر شدیم و چه قدر خاک بر سریم که مقام یکی مانده به آخر در رفاه را داریم یا ویزامون با گینه بیسائو یک اندازه ارزش داره؟

نظر شما چیه؟

 

پیوست: من به دیگران کاری ندارم. به شخصه خودم جایی نمیرم که کرامت انسانیم زیر سئوال بره! حالا چه کانادا باشه و چه عربستان! تا حالا هم نه دبی رفتم و نه اقدامی برای رفتن به کشور دیگه ای کردم!


بعدا نوشت: شاید باید یک کمی منظورم را بهتر باز کنم. منظورم اینه که برخورد با رفتار بد باید یکسان و جدا از نژاد و تمدن و سابقه و تاریخ و ... باشه. همین طور برخورد با رفتار درست. کار یک انسان را به همه نسبت ندهیم و در تصمیم گیری و موضع گیری هامون بیشتر عاقلانه برخورد کنیم تا با احساسات قلمبه شده. 

[ چهارشنبه 26 فروردین 1394 ] [ 10:27 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (23) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184622