X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

سالیان ساله که من عادت به جمع کردن اشیای بازیافتی و تحویلش به دکه های شهرداری دارم. حتی از کیسه های نایلکس و کاغذهای کوچک یادداشت هم نمی گذرم. برای همین تو بالکن خونه ما معمولا کیسه های مخصوص بازیافت پیدا میشه.

ولی دیروز وقتی داشتم بروشورها و تراکت ها و ساک هایی که آقای اردیبهشتی از آخرین نمایشگاهی که توش شرکت کرده بود، را جمع می کردم، چشمم به یکی از این ساک های پارچه ای افتاد که هم ساده و هم شکیل بود.

پیش خودم گفتم که چرا به جای این که مرتب موقع خرید کیسه نایلکس بگیرم و بعد برای بازیافت جمعش کنم، از ابتدا از ساک های پارچه ای استفاده نکنم که اصلا مصرف نایلکس کمتر بشه؟

اینه که دیروز عصر موقع خرید مایحتاج خونه با خودم اون ساک پارچه ای را بردم. موقع خرید شیر و بستنی و ... وقتی آقای فروشنده خواست خریدها را در نایلکس بگذاره گفتم ممنون نمی خواهم. بعد دومین فروشنده که متوجه نشده بود، سریع یک نایلکس دیگه آورد و من باز گفتم ممنون. نایلکس نمی خواهم. نایلکس کمتر، زندگی بهتر!

لبخندی زد و گفت:آهان! امروز، روز بدون نایلکسه! نه؟!

من که تازگی ها به خاطر مشغله کلا تاریخ ها از دستم در رفته، فکر کردم داره شوخی می کنه! گفتم جدا؟! بعد گفت آره دیگه! امروز، روز بدون نایلکسه!

بعد من در حالی که در دلم می گفتم چه دل خجسته ای داره! لبخندزنان اومدم بیرون.

به محض این که رسیدم خونه و گوشیم به وای فای خونه وصل شد و من نگاهی به پیام های ارسالی در واتس آپ انداختم، چشمم به این عکس افتاد که دخترخاله ام در گروه فامیلیمون فرستاده بود.

 

 

 

تا چند ثانیه در شوک بودم. بعد زدم زیر خنده! این همزمانی برام بسیار جالب بود و البته باورنکردنی!

[ دوشنبه 22 تیر 1394 ] [ 12:20 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (19) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184622