X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

در فرهنگ ها و کشورهای مختلف حریم شخصی متفاوت تعریف میشه. در فرهنگ های جمع گرا حریم شخصی کمتر و در فرهنگ های فردگرا بیشتره ولی به طور کلی حریم فرد با یک شخص غریبه 90 سانتی متر است. با همکاران و آشنایان 60 سانت و این حریم به میزان آشنایی و صمیمت فرد با دیگران کمتر و کمتر میشه.

ولی خداراشکر این هم مثل خیلی مسائل پیش پاافتاده زیاد تو کشور ما جدی گرفته نمیشه!

نمی خواهم از واگن های مترو بگم که افراد همدیگه را به گونه ای در آغوش گرفته اند انگار زوج ده ساله هم هستند. یا تاکسی که دست طرف بیشتر از این که روی پای خودش باشه رو پای کنار دستیه!

اینا به حول و قوه الهی برای ما مسائل کاملا حل شده ای است! فقط نمی دونم چرا برای من و یک عده قلیل هنوز حل نشده!

دو روز پیش با آقای اردیبهشتی و پسرک رفتیم پارک ساعی. پارک ساعی رفته باشید می دونید دورتادور زمین بازی نیمکت هایی هست که می تونی با پا اندکی تابشون بدی. وقتی رسیدیم هیچ کدوم خالی نبود. بعد از یک ربع زوجی نزدیک ما بلند شدند و رفتند و خانواده سه نفری ما روی یکی از این نیمکت ها جا گرفت. بعد از یک کم تاب دادن و خندیدن پسرک رفت بازی کنه و من و آقای اردیبهشتی مشغول صحبت کردن. آقای اردیبهشتی یک آهنگ کردی تو گوشیش داشت و به من داد گوش کنم و گفت خیلی قشنگه. همین طور که من در حال و هوای آهنگ بودم، پسرک آقای اردیبهشتی را صدا زد و آقای اردیبهشتی رفت. من چشم هام را بسته بودم و داشتم سعی می کردم کلمات کردی که نمی فهمم را حدس بزنم که یک دفعه حس کردم یکی با تمام هیکل من را از وسط نیمکت شوت کرد به انتهای نیمکت!!!! تا به خودم اومدم دیدم یک زن و مرد کنار من جا خوش کرده اند. به طوری که زن چسبیده به من بود. حس بدی بود! احساس کردم کسی به زور وارد حریم من شده! مرد بوی تند سیگار می داد و من به بوی سیگار حساسم. اون دوتا بدون توجه به حضور من شروع به حرف زدن کردن و الفاظی که به کار می بردند باعث تهوع من می شد! زن با وجود دوپسر بچه ای که داشت حرکاتی انجام می داد که دختر و پسرهایی که دسترسی به خلوت دنجی ندارند در پارک ها انجام می دهند و البته نه وسط زمین بازی! می خواستم اعتراض کنم ولی شواهد و قرائن موجود حاکی از این بود که احتمالا به محض اعتراض بحث شدیدی رخ خواهد داد! برای همین با نگاه هی به آقای اردیبهشتی اشاره می کردم که برگرده سر جاش تا به همین بهونه بتونم از جای غصبیشون بلندشون کنم که خدا را صدها بار شکر آقای اردیبهشتی به هیچ عنوان اشارات من را نمی گرفت!!!!!

سعی کردم چند نفس عمیق بکشم و خونسردی را حفظ کنم که بوی تند و زننده سیگار که وارد ریه ام می شد نه تنها آروم ترم نمی کرد شعله ورترم می کرد!

جالب این بود بدون توجه به من هر جوری که می خواستند صندلی را تاب می دادند! فکر کنم به صورت ناخودآگاه پام را روی زمین محکم کردم و اون ها هرچه تلاش کردند دیگه صندلی مثل سابق تاب نمی خورد! بعد از پنج دقیقه خداراشکر رفتند!

نمیگم عکس العمل من درست بود ولی احتمالا طبیعی بود! حس بدی بود! انگار وسط پارک یک زیرانداز انداخته باشی و یکی بدون سوال و اجازه بیاد وسط جمع شما روی زیرانداز بشینه و بعد به میل خودش وسایل را هم جابه جا کنه!

بعد که آقای اردیبهشتی اومد و پیش من نشست در این مورد با هم صحبت کردیم. در بین صحبت ها یاد شش سال پیش افتادم که من و آقای اردیبهشتی یک عروسی دعوت بودیم بدون پسرک! عروسی یک فامیل دور و من و آقای اردیبهشتی سر میزی نشستیم که نزدیک ترین فامیلمون نشسته بود. موقع شام من از چند نوع غذا یک کم کشیدم و وقتی پشت میز نشستم کمی از بیف استراگانوف خوردم و دیدم چه قدر خوشمزه است. یک کم سرچنگال زدم و به آقای اردیبهشتی گفتم بیا یک کم بخور ببین چه خوشمزه است! هنوز چنگال به سمت دهان آقای اردیبهشتی نرفته بود که دوتا از دختران فامیل که پیش من نشسته بودند با چنگال به بشقاب من حمله کردند و همه بیف استراگانوف را خوردند و حتی اندازه یک قاشق چایخوری هم برای من نگذاشتند! من بشقاب به دست چپ و چنگال به دست راست و آقای اردیبهشتی با دهان باز، خشکمون زد!!!!!!! تو عمرم چنین چیزی ندیده بودم! آقای اردیبهشتی رفت که کمی برام بیاره که متاسفانه تموم شده بود و حسرت اون بیف استراگانوف و بیشتر از اون رفتار متمدانه از انسان بر دل من موند!!!!!

 

عزیزان رعایت حریم شخصی دیگران نشان از بلوغ اجتماعی ماست ولی متاسفانه در سال های اخیر گستاخی و غصب حقوق دیگران انگار یک امتیازه که دیگران بهش افتخار می کنند! واقعا به کدوم سمت داریم میریم؟! حتی در جنگل هم چنین خودخواهی و بی قانونی دیده نمیشه که امروزه ما در جامعه خودمون شاهدش هستیم! گاهی پیش خودم میگم تا چند سال دیگه چیزی از صفات پسندیده اخلاقی در ما مونده که بشه بهش افتخار کرد؟!

[ یکشنبه 15 شهریور 1394 ] [ 10:46 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (27) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 183843