X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

چند روز پیش یک لیست از مواردی که مصداق خشونت جنسی محسوب میشه را برای چند تا از گروه هایی که عضو بودم، فرستادم. طبعا مخالفت هایی هم بود ولی چیزی که برام سوال برانگیز بود واکنش اعضای یکی از گروه هایی بود که همه زن بودند و همه هم دارای تحصیلات تکمیلی.

بعضی ها گفتند که بعضی هاش اصلا خشونت نیست. آدم که نباید این قدر سوسول باشه. بعضی ها گفتند ما که اصلا ناراحت نمیشیم. عوضش برای طرف متاسف میشیم و حتی دوستی گفت آدم نمی تونه هر چی دوست داشت بپوشه و انتظار داشته باشه مردها حالشون خراب نشه!

یک تنه کلی توضیح دادم. این که دلیل نمیشه اگه تو ناراحت نشی کس دیگری ناراحت نشه. دلیل نداره همه لیست را همه  ما تجربه کرده باشیم. و این که شاید حتی تو هم از چیزی که در روز روشن ناراحت نمیشی در شب تاریک ناراحت نشی. توضیح دادم این حرف درستی نیست که زنان قربانی خشونت را تازه به خاطر پوششون متهم کنیم و قربانی خودش متهم بشه و...

و باز مقاومت دیدم.

اون موقع که حس کردم زنان ما دچار خوگیری شدند. خوگیری با خشونتی که جاریه و زیرپوستی هر روز ما را تحت تاثیر قرار میده. این قدر که حتی براشون این خشونت عادی شده. این قدر که این خشونت را جزیی از طبیعت مردان می دونند.

چه میشه کرد برای این جامعه که قشر تحصیل کرده اش چنین باوری دارند؟

 

[ سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ] [ 09:53 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (22) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 187846