X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

چندی پیش تو چند تا گروه مختلف تلگرامی متنی خوندم با این مضمون که استادی یک بازی در کلاسش ترتیب میده و زنی برای این بازی داوطلب میشه.

استاد ازش می خواهد اسامی کسانی که دوست داره را بنویسه که حدود 30 تا میشه و بعد کم کم ازش می خواهد که اون قدر اسم خط بزنه که فقط یک اسم بمونه!

در انتها زن در حالی که اشک می ریزه اسم شوهرش را می گذاره و اسم بچه و مادر و پدرش را خط می زنه! استدلالش اینه که والدینش در انتها می میرند و بچه ها هم میرند ولی این شوهرشه که براش می مونه!

خوب از ابعاد جنسیت زده این داستان که بگذریم! (مثل این که این زن هست که شوهرش براش نفر اول و آخر زندگیشه!) یک نکته برای من جای تامل داره!

همون لحظه با خودم گفتم من اگه بودم حتما اسم خودم را هم توی این لیست می نوشتم. یحتمل اون بالاها! یعنی ممکنه آدم اسم 30 نفر از دوست و همسایه و فامیل را بنویسه به عنوان کسانی که دوست داره ولی اسم خودش را ننویسه؟

و اگه می نوشتم اسمی که در انتها می موند اسم خودم بود!

و استدلالم چیه؟

همه ما تنها به دنیا می آییم و تنها از دنیا میریم. در برهه های مختلف زمان کسانی ما را همراهی می کنند، پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر، بچه ها، دوستان و ...

ولی در تمام این برهه ها، از اولین تا آخرین نفسی که می کشیم، کسی که همیشه و همیشه با ما هست خودمون هستیم.

در نتیجه اولین و مهم ترین فرد زندگی ما باید خودمون باشیم و هر کجا لازم شد برای حفظ حرمت این «خود» تلاش کنیم و بجنگیم. حتی اگه به قیمت از دست دادن این همراهان برهه ای باشه.

متاسفانه فرهنگ متواضع و ایثارگرپرور ما کاری باهامون کرده که فکر کردن به دوست داشتن خود، اولویت قرار دادن خودمون و رشد دادن توانایی ها و علایقمون قبل از خواسته های دیگران، مذموم و ناپسند به نظر بیاد و اگه این تمایل باشه با حس گناه فراگیری همراه بشه که جایی آدم را از پا بیندازه و اگر نه دیگرانی که مدام بهت میگند خودخواهی! تو را از پا بیندازند!

 

پیوست: خوشحال میشم به کانالم بپیوندید.

[ یکشنبه 29 فروردین 1395 ] [ 10:31 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (28) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 184622