X
تبلیغات
رایتل

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی
 
قالب وبلاگ

سلام

چند وقتی هست که میونه یکی از زوج های جوون فامیل به هم خورده. خانم تمایل به جدایی داره و خانواده آقا فکر می کنند که هر تلاش منطقی برای احیای مجدد این زندگی کردند نتیجه ای نداشته. اینه که به تازگی دست به یک تلاش عجیب و غریب برای کشف راز تصمیم خانم گرفتند!!!!!

رفتند پیش یک فردی که به قول خودشون فرد بسیار متبحری در استخاره و باز کردن قران و از این صحبت ها است!! وقت دوماهه میده و بسیار مورد قبول مراجعانشه و هر چی گفته تا الان درست بوده!

خلاصه که بعد از طی کردن مشقات زیاد بالاخره این آقا برای این زوج قران باز کرده و بهشون گفته که زیر سر خانم بلند شده و کسی تو زندگیش بوده و هست که تصمیم به جدایی گرفته!!!!!!!!!!!

مادرم می گفت با عصبانیت بهشون گفتم تو قران خدا اومده تا با چشم خودتون موضوعی را ندیدید تهمت نزنید! اونم این موضوع به این مهمی که تازه یکی دو شاهد هم نمی خواهد! اون وقت از کجای همین قران خدا اون فرد فهمیده که خانم با کس دیگه ای ارتباط داشته؟!

 

ما داریم به کجا میریم؟! تعقل و تفکر، اون پله بزرگی که ما را از سایر جانداران یک سر و گردن بالاتر برده بود را کجای تاریخ جا گذاشتیم؟! انسانیت را چی؟! از کی یاد گرفتیم برای آروم کردن دل خودمون متوسل به هر چیزی بشیم؟! کی اصل زندگی فراموش شد و چسبیدیم به فرعیات؟! کی این قدر وسعت دیدمون محدود شد؟! از چه زمان خرافه این قدر در زندگی ما ریشه دواند که جای حقیقت را کاملا اشغال کرد؟ از کی؟!

[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 09:45 ] [ خانم اردیبهشتی ] [ نظرات (42) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 183843